تبليغاتX
از روزگار رفته
حقوق بشر رو در رو با عجیب ترین زندان جهان|86/09/22-22:33

"حقوق بشر" بدون آنکه حکمی صادر شده باشد روزگارش را در زندان می گذارند.این زندان اما با زندانهایی که ما می شناسیم تفاوت دارد. این زندانی نه سوئیت مجلل به سرمی برد و نه درسلولهای انفرادی به دام افتاده است ونه در بند زندانی های خطرناک.این مفهوم غریب و بی پناه در ذهن ما به دام افتاده است.دراین زندان تبدیل به موجودی انتزاعی ٬سترون و بی خاصیت شده است.موجوی ذهنی که هیچ ارتباطی با زندگی واقعی ندارد.حامیان حقوق بشر در میدان مبارزه مرتب صحبت ازمفاهیم کلی می کنند واگربه تک موردها هم می پردازند آنرا دردایره محدود روابط رسمی نگاه می دارند.کسی زندان می رود صدای اعتراض نهادهای حقوق بشری بلند می شود.درباره حقوق زنان سخن می گویند وهزینه این سخن گفتن را هم می پردازند و در این دفاع خود نیازمند یاری دیگران می شوند.تردیدی نیست این اقدامات هم ضروری است و هم از فاعلش فداکاری می طلبد.امااین اقدامات با همه شورمندی وتوانی که می برد منجر به هیچ نتیجه ای نمی شود.چرا که در همین دایره محدود هم از خلاقیت و کشف راههای نوخبری نیست و همه چیزدر بستری از عادتها تکرارمی شود.این تکرارباعث شده است دیگر بیانیه ها و اعتراض ها ثمربخشی خود را از دست بدهند و تنها وجدان عده ای را آسوده کند که دربرابر ناروایی ها سکوت نکرده اند و بخاطر شکستن سکوت هزینه اش را هم می پردازند.اما وقت آن رسیده است که با فاصله گیری انتقادی روش ها و منش های فعالان حقوق بشری را مورد نقد جدی قرار داد. این کار آسان نیست.چرا که در محاصره قرار گرفته گان را نقد کردن در نگاه اول با اصول انسانی سازگاری ندارد.ولی ما محکوم به این اقدام هستیم چرا که تلاش های بی ثمرو لااقل کم ثمر بجای حل مشکلات بر پیچیدگی اوضاع می افزاید٬تا کانون وسیعتری را انتخاب نکنیم ٬تا حقوق بشر را وارد زندگی جمعی نکنیم.تا به مردم نگوئیم وقتی افراد به خاطر بی پولی و یا به دلیل سیستم معیوب درمانی از خدمات لازم در هنگام بیماری بهره نمی برند حرمت حقوق بشر شکسته می شود مردم معنای عاطفی این مفهوم را در نخواهند یافت و به تحقق آن مدد نخواهند رساند. تا نسل جوان نداند در یک نظام آموزشی اخته عمر و جوانی شان در آزمون های ورودی دانشگاه و... بر باد می دهند وازاین طریق حقوق انسانی شان شکسته می شود در نخواهند یافت چرا این مفهوم بعد از انقلاب فرانسه اینهمه مهم گرفته می شود. تا بیکاران ٬ اخراج شدگان ٬ گرسنگان ودر یک کلام طبقات فرو دست این مفهوم را با گوشت و پوست شان در نیابند همه تلاش ها در این وادی ناکام خواهد ماند. تا زمانی که واژ ه فرو دست و فرادست سپاهی از چاپلوسی و زد و بند را در سازمانها حاکم می کند وعزت نفس زیردستان را قربانی هوس های مدیریتی فرادستان می سازدچگونه می توان ازتحقیرشدگان خواست بیانیه های حقوق بشری را جدی بگیرند. اگر این اتفاق بیفتد و همه آنهایی که زنده اند و زندگی می کنند ارزش و اعتبار"حقوق بشر" را دریابند و دیگر کسی به خاطربی مبادلاتی مدیران در کلاس های درس نسوزد چون همه می دانند باید جوابگوی اعمالشان باشند دیگرنیازی نخواهد بود برای به زندان رفته ها اعلامیه بدهیم.بی تردید رسیدن به این فضا سخت و دشوار است و باید نسل ها بگذرد تا با کار فرهنگی و روشنگری بی وقفه به آن برسیم ولی می توانیم نشان دهیم درمسیردرستی گام می زنیم. مسیری که همه زندگی را در می گیرد و با این اقدام نیروهای بیشتر وارد این میدان شده و هزینه ها با سرشکن شدن تحمل پذیر تر می شود. باید با خود آگاهی "حقوق بشر" را از زندان ذهن هایمان برهانیم تا این موجود آزاد شده بتواند کاری را انجام دهد که وعده اش را قرنهاست داده است.

این‌جا ایران است!

نوشته شده توسط کامبیز تونا |